چکیده فارسی: مفهوم پایداری، در بستر متن و تصویر، هماره با مسئله ی فلسطین، به عنوان چارچوب اصلی ادبیات مقاومت، گره خورده است. این پیوند، نتیجه ی آن است که زبان در خط و شکل نوشتاری خود جنبه ی تصویری و ویژگی بصری دارد. درمقابل، کاریکاتور در اندیشه و مفهوم خود، حامل ویژگی جدایی ناپذیر زبانی است. وجوه مشترکی که در این دو سبک هنری (کاریکاتور و شعر) همچون نشانه های پنهان استعاره، مجاز، تشبیه و سایر نشانه های لایه ای وجود دارد و همچنین تأثیرگذاری غیر قابل انکار این دو گونه در عامه مردم، موجب شد که آثار دو تن از نام آوران این عرصه، یعنی ابراهیم نصرالله و ناجی العلی بررسی و با معیارهای نقدی واحد سنجش و تحلیل شوند. پژوهش حاضر با بهره گیری از شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی نشانه-معنا شناسی و الگوهای روایی-مفهومی، درپی شناخت مشترکات و تفاوت های این دو گونة هنری برآمده است. یافته های جستار پیش رو در بررسی کاریکاتورها و اشعار با موضوع واحد چنین است که در بخش نشانه های لایه ای؛ از قبیل جلوه های جانشینی، استعاری و تشبیهی، همچنین مشترکات هم نشینی، ترادف و تضاد و بهره گیری از مجاز هردو گونه اشتراکات و مشابهت های فراوان دارند، اما در بررسی روایی-مفهومی؛ تمایزاتی نیز بین دو گونه مشهود است؛ به گونه ای که در اشعار نصرالله، ضمن نمود بردار حرکتی و رنگ، جنبة روایتی غلبه دارد و در کاریکاتورهای ناجی العلی، جنبة مفهومی و نمادین الگوی غالب است و عنصر رنگ در سیاه و سفیدبودن کاریکاتورها تجلّی می یابد. (چکیده عربی: إنّ المقاومة، وفی ظلّ الصورة والکلمة، طالما امتزجتْ,بالقضیّة الفلسطینیة، على,أنّها البارادایم أو النموذج الفکری الرئیس فی أدب المقاومة. یأتی هذا بالتواکب مع طبیعة اللغة التی تحمل فی طیّاتها البعد التصویری والجانب البصری. وفی المقابل، طبیعة الکاریکاتیر الذی یحمل فی فحواه بعداً لغویاً. أمّا الوجوه المتشابهة بین الفنّین (الکاریکاتیر والشعر) فی الدلالات الکامنة والتشبیات، الاستعارة والمجاز والمستویات الدلالیّة الأخرى, ، إضافة إلى,الشعبیّة التی یحظى,بها کلّ مِن الفنّین، فهی التی دفعت المشروع هذا إلى,اختیار إبراهیم نصرالله وناجی العلی کشخصتین مرموقتین فی مجال الشعر والکاریکاتیر لتتمّ المقاربة النقدیّة بینهما بمعاییر بحثیّة ونقدیّة مشترکة. هذا البحث یسعى,وراء الکشف عن الوجوه المتشابهة والأبعاد المختلفة بین اللونین مستعیناً بالمنهج الوصفی –,التحلیلی وتأسیّاً بسیمیاء الدلالة. وقد توصّل فی مقاربته بین الکاریکاتیر والشعر المقاومین، إلى,أنّ الاثنین یشترکان معاً فی الدلالات بشتّى,السطوح والمستویات منها محور الاستبدال ومحور الترکیب والوجه الاستعاری والتشبیه والمجاز، ودلالات الترادف والتضاد. إلّا أنّ فی الجانبین الروائی والمفهومی فثمّة تباینات بین الاثنین؛ إذْ,إنّ أشعار إبراهیم نصرالله تمتاز بالجانب الروائی کما تتمیّز بتوظیفها عنصر اللون والمتّجه (الحرکة)، بینما رسوم ناجی العلی الکاریکاتیریّة یسودها الجانب المفهومی، واللون فیها فیتقاسمه الأسود والأبیض. )